عدالت adalet

عدالت adalet

فاشیسم بخش اول

فاشیسم

فاشیسم یک نظریه سیاسی و نوعی نظام حکومتی خودکامه ‌است که نخست بین سال ‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا و به وسیله موسولینی رهبری شد.

فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه مالی است، بر ضد سایر بخش ‌های سرمایه داری و دیگر بخش ‌های جامعه نظیر کارگران که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن کارگران در جامعه حاکم می‌شود. این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم ‌های دست راستی که دارای ویژگی ‌های مشابهی بودند، اطلاق شد.

فاشیسم، از لحاظ نظری محصول توسعة نظری نژادباوری و امپریالیسم اروپایی بود، و از نظر اجتماعی محصول بحرانهای اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اول. ولی با شکست کلی آن در جنگ جهانی دوم، از اعتبار افتاد. پس از جنگ، برخی حزبهای نوفاشیست در اروپا پدید آمدند (از جمله حزب نوفاشیست ایتالیا) ولی توفیقی چندان بدست نیاوردند. در قاره ‌های دیگر نیز رژیم‌ هایی با ایدئولوژی فاشیستی پدید آمدند، مانند پرونیسم در آرژانتین به رهبری خوان پرون (۱۸۹۵-۱۹۷۴) که در ۱۹۴۵-۱۹۵۰ میلادی دیکتاتور آرژانتین بود. اما پرونیسم آرژانتین با فاشیسم ایتالیا تفاوتهای مهمی داشت، از جمله اینکه سیاست خارجی تجاوزگرانه نداشت و در داخل نیز به بهزیستی طبقةکارگر توجه خاص داشت.

مفهوم فاشیسم

معنای علمی واژه فاشیسم عبارت ست از نظام دیکتاتوری متکی به اعمال زور و ترور آشکار که توسط ارتجاعی ترین و متجاوز ترین محافل امپریالیستی مستقر می‌شود. فاشیسم از طرف سرمایه انحصاری پشتیبانی می‌شود و هدف آن حفظ نظام سرمایه داری است، در هنگامی که حکومت به شیوه ‌های متعارف امکان پذیر نباشد. حکومت فاشیستی کلیه حقوق و آزادی ‌های دموکراتیک را در کشور از بین می‌برد و سیاست خود را معمولاً در لفافه‌ای از تئوری ‌ها و تبلیغات مبتنی بر تعصب ملی و نژادی می‌پوشاند.

فاشیسم زاییده بحران عمومی سرمایه داری است. فاشیسم در مرحله ای از مبارزه شدید طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی پدید می گردد. که بورژوازی دیگر قادر نیست سلطه خود را از طریق پارلمانی حفظ کند و لذا به استبداد و ترور، سرکوب خونین جنبش کارگری و هر جنبش دموکراتیک دیگر و نیز به عوام فریبی ‌های گزافه گویانه متوسل می‌شود. فاشیسم سیاست داخلی خود را به ممنوع کردن احزاب کمونیست، سندیکاها و سایر سازمان ‌های مترقی الغا آزادی‌ های دموکراتیک و نظامی کردن دستگاه دولتی و همه حیات اجتماعی کشور مبتنی می‌سازد. فاشیسم برای اجرای این مقاصد از دسته جات ضربتی، قاتلین و عناصر وازده و اوباش نظیر « اس اس ها » در آلمان هیتلری و پیراهن سیاهان در ایتالیای موسولینی استفاده می‌کنند. نژادپرستی و شوونیسم تئوری ‌های نظیر آن حربه‌ های اساسی ایدئولوژیک فاشیسم را تشکیل می‌دهند.

فاشیسم در ایتالیا

تاریخ پیدایش فاشیسم در ایتالیا همواره همراه بوده‌ با درخشش نام متفکر اکتوالیست ایتالیایی ایتالیایی جیوانی جنتیله.

در مورد مهم ترین نکات فلسفه جنتیله می‌توان به مفهوم بسیار اساسی نفی اشاره کنیم. به طوری که از نوشته ‌های او بر می‌آید تاریخ بشر از منظر جنتیله عرصه زایش و نفی همواره ایده ‌های به عمل در آمده ‌است. از این منظر زایش یک ایده همواره همراه است با نفی خشونت آمیز ایده ‌های پیشین در عمل.

چیزی که در اندیشه ‌های جنتیله عجیب به نظر می‌آید روشی است که برای توجیه دفاع اکتوالیستی از فاشیسم به کار می‌گیرد. به این اعتبار در نگاه جنتیله رهبر به عنوان مغز جامعه در پرتو شور برآمده از مردم همواره در مسیر نفی ‌های خشن و ضروری قرار می‌گیرند.

جنتیله سرانجام در راه مذاکره برای آزادی روشنفکران ضد فاشیست که از دوستانش بودند به دست پارتیزان ها کشته شد.

از نظر تاریخی فاشیسم نخست در ایتالیا در سال ۱۹۱۹ میلادی بوجود آمد و سه سال بعد توانست حکومت را در این کشور غصب کند. حزب فاشیستی آلمان، در سال ۱۹۲۰ ایجاد شد و نام عوام فریبانه ناسیونال سوسیالیست بر خود نهاد. این حزب در سال ۱۹۳۳ به کمک انحصارهای بزرگ آلمانی و خارجی حکومت را بدست گرفت و دیکتاتوری خونین هیتلری را مستقر کرد.

تجزیه جنبش کارگری آلمان در آن هنگام و فلج کردن نیروی عظیم طبقه کارگر آلمان و بالاخره به پیروزی فاشیسم کمک کرد. در آلمان هیتلری که به مظهر فاشیسم و نمونه روشن آن به شمار می‌رود، حزب کمونیست آلمان (1918 میلادی)، سندیکاهای کارگری و سایر سازمان‌ های دموکراتیک یکی پس از دیگری سرکوب شدند. استبداد سیاهی حکم فرما شد. نخبه دانشمندان و روشنفکران و ادبای آلمانی بر اثر دیکتاتوری و سیاست ضد یهود فاشیست ‌ها مجبور به جلای وطن شدند. فاشیست‌ها با استفاده از تئوری‌های « فضای حیاتی » و « ژئوپلیتیک » و با اقدامات علمی انحصارهای بزرگ جنگ جدیدی را برای تقسیم مجدد جهان و اشغال سرزمین ‌های دیگر کشورها تدارک دیدند. این سیاست منجر به جنگ جهانی دوم شد که بالاخره با در هم شکستن کامل نظامی، اقتصادی و سیاسی ارتجاع فاشیستی و با پیروزی اتحاد شوروی و ائتلاف ضد هیتلری فاشیستی پایان یافت.

نازیسم دارای همان معنای فاشیسم است. این کلمه از حروف اول اسم حزب فاشیستی هیتلر که « حزب کارگری ملی سوسیالیستی » خوانده می ‌شد و البته نه کارگری بود نه ملی و نه سوسیالیستی ترکیب یافته ‌است.

به نظر « موسولینی »، فاشیسم یک مفهوم مذهبی است که انسان در آن وابسته به قانونی اعلی و اراده‌ای واقعی است که از فرد تجاوز می‌کند و به عضویت یک جامعة روحانی ارتقا می‌یابد. به نظر می‌رسد کسانی که در سیاست ‌های مذهبی فاشیسم، چیزی جز فرصت ‌طلبی ندیده‌اند، این معنی را نفهمیده‌اند که فاشیسم علاوه بر آنکه یک سیستم حکومتی است، بالاتر از همه، یک سیستم فکری نیز هست.

« فاشیسم » با همة تجربه ‌های فردی دارای طبیعت مادی مانند آنچه در سده هجدهم رواج داشت مخالفت می‌کند. فاشیسم مخالف استقلال فردی، و طرفدار دولت است و برای فرد تا آنجا ارزش قایل است که با دولت، یعنی وجدان و ارادة عمومی انسان در وجود تاریخی وی، منطبق شود. اصول آزادی دولت را در مقابل مصالح فرد انکار می‌کند. اما فاشیسم، دولت را به عنوان یک واقعیت حقیقی مبنا قرار می‌دهد.

 اصول فاشیسم

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آن‌ ها را در دانشنامه ایتالیا در سال 1932 میلادی ابراز داشته بود عبارتنداز:

1. عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح.

2. مخالفت با اندیشه های سوسیالیستی.

3. مخالفت با لیبرالیسم.

4. تبعیت همة گروهها از دولت « توتالیتر » بودن.

5. تقدس پیشوا تا سر حد امکان.

6. مخالفت با دموکراسی، (دموکراسی را بوالهوسی و خود پرستی می نامند).

7. اعتقاد شدید به قهرمان پرستی.

8. تبلیغ روح رزم جویی.

9. نظام تک حزبی.

سرگذشت فاشیسم

پس از جنگ جهانی اول، ایتالیا مانند دیگر کشور های اروپایی درگیر مشکلات اجتماعی و اقتصادی بود. اعتصابات، شورش ‌ها و تصرف اراضی به وسیله روستاییان در نواحی کشاورزی از مسایل مبتلا به این کشور به شمار می‌رفتند.

طبقات متوسط مانند طبقات مشابه در کشورهای سرمایه ‌داری از بلشویسم هراسان بودند. در کشوری که شکل حکومت آن دمکراتیک بود، ولی برخلاف بریتانیا از سنت سیاسی مقتدر برای حمایت از دموکراسی برخوردار نبود، همة این مسائل لاینحل مانده و اغتشاش و هرج و مرج را تشدید می‌کرد.

در چنین زمینه‌ای از اضطراب و اغتشاش، محبوبیت حزب فاشیست موسولینی رو به افزایش نهاد. فاشیسم اعلام کرد که ایتالیا را از بلشویسم نجات می‌دهد، و قول داد که شوکت و افتخار امپراتوری روم باستانامپراتوری را به کشوری که روحیه و انتظامش را از دست داده، باز خواهد گرداند.

فاشیسم همه نوع افراد ناراضی را به خود جلب کرد: سربازان سابق که بیکار مانده بودند، طبقات متوسط دلسرد و مأیوس، جوانان وطن‌پرست و روستاییان گرسنه. فاشیست ‌ها پیراهن سیاه بر تن کرده و چکمه می‌پوشیدند و درباره یک آرمان بزرگ ملی فریاد می‌زدند که همه چیز به همه کس عرضه می‌کرد: شغل، سعادت و افتخار ملی.

ادامه مطلب در بخش دوم


https://get.cryptobrowser.site/2738817
نویسنده: atila ׀ تاریخ: یک شنبه 30 بهمن 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

درباره وبلاگ

Welcome to the blog of justice


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , adalet.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM